8 ماهگی


ماهگیت مبارک
عزیزمن خوشگل مامان هشت ماهه شدی قوربون شیطونیات قوربون خنده های شیرین بیدندونت بشم.
فدای چهار دست و پا رفتنات عشق من. چقدر ناز میایستی قندون مامان .چه خوشگل بازی میکنی .چقدر ناز میکنی وقتی بابای رو میبینی. شازده من از دندونات هم که خبری نیست
پسر موبور مامان عاشق غذا خوردنتم.
عشقم دیونه خراب کاریاتم .خلاصه هر چی از شیرین کارات بگم کم گفتم .
تو این ماهی که گذشت و شما یک ماه بزرگ تر شدی .کلی کارای جدید یاد گرفتی که انجام میدی مثلا سینه خیزت 5 روز تبدیل شده به چهار دست وپا تقریبا اصوات و کامل ادا می کنی چند تا از حروف رو هم میگی مثل م- د- ب .... و هنوزم عاشق نون هستی . چند روز پیش با یکی از دوستات رفته بودیم پیک نیک اینقدر با دوستت بازی کردی که آخرش از خستگی خوابت برد
البته تقریبا از این بازیها.......![]()
پسر مامانی امسال اولین ماه رمضان رو هم تجربه کرد به نظر من که تجربه خوبی بود کلی هم شبای قدر برای مامان و باباش دعا کرد.
بازم میگم عشق مامان عاشقتم من وبابای خیلی دوست داریم


8 ماهگی
